
فصل اول
مقدمه
بیان مسئله
هدف
اهمیت و ضرورت موضوع مورد مطالعه
فرضیه های پژوهش
متغیرهای پژوهش
تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها
فصل دوم
۲-۱ – مرحله نوجوانی
۲-۲ – اهمیت مطالعه دوران بلوغ
۲-۲-۱- رشد جسمانی
۲-۲-۲ رشد عقلی – ذهنی
۲-۲-۳- رشد عاطفی
۲-۲-۴- رشد اجتماعی
۲-۳- مفهوم 1
۲-۴- تعریف هویت
۲-۵- کودک، هویت و نظریه های آن
۲-۵-۱- نظریه روانکاوی
۲-۵-۲- نظریه یادگیری اجتماعی
۲-۵-۳- نظریه شناختی
۲-۶- نوجوانی و هویت
۲-۷- جنبه های ضمنی و آشکار خودآگاهی
۲-۸- هویت از دیدگاههای مختلف
۲-۸-۱- اریکسون
۲-۸-۲- مارسیا
۲-۸-۳- نقد الگوی مارسیا و اریکسون
۲-۸-۴- لوینگر
۲-۸-۵- رویکرد فرآیند محوری برزونسکی
۲-۸-۶- استانلی هال
۲-۸-۷- اتورانک
۲-۸-۸- اشپرانگر
۲-۸-۹- بلوز
۲-۸-۱۰- والون
۲-۹- شکل گیری هویت
۲-۱۰- عوامل موثر در شکل گیری هویت
۲-۱۱- عواملی که بر رشد هویت تاثیر می گذارند
۲-۱۲- پایگاههای هویت
۲-۱۳- تعدد هویتها
۲-۱۴- شخصیت و تعلقات اجتماعی
۲-۱۵- تحول هویت در سنین مختلف
۲-۱۶- بحران هویت
۲-۱۷- بحران هویت از دیدگاه اریکسون
و …
جهت مشاهده فهرست کامل مطالب این پروژه اینجا کلیک نمایید.
———-
چکیده:
پژوهش حاضر با هدف 1 1 سبکهای 1 با هویت 1 در دانشآموزان دختر نوجوان متوسطه منطقه شهر ری (ناحیه ۱) تهران انجام شد. نمونه پژوهش از ۱۰۰ نفر دانشآموزان متوسطه انتخاب شد و پرسش1 های «بازنگری شده مقیاس دلبستگی بزرگسال کولنیزورید (۱۹۹۰) (RAAS) و هویت فردی دکتر احمدی» بر روی آنها اجرا گردید. این پژوهش از نوع مطالعات توصیفی است و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامههایی با سوالات بسته پاسخ است.
دادههای بدست آمده با استفاده از روشهای آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگریسون تجزیه و تحلیل گردید و فرضیه های پژوهش مورد بررسی قرار گرفت. یافتهها حکایت از آن دارد که بین سبک دلبستگی ایمن و مشکل هویت رابطه معنادار وجود ندارد (۱۸۳/۰- =r). بین سبک دلبستگی دو سو گرا و مشکل هویت رابطه معنادار مثبت وجود دارد (۲۷۸/۰ =r). بین سبک دلبستگی اجتنابی و مشکل هویت رابطه معنادار مثبت وجود دارد (۳۹۶/۰ =r).
مقدمه:
دلبستگی پیوند عاطفی هیجانی نسبتاً پایداری است که بین کودک و مادر یا افرادی که نوزاد در تعامل منظم و دائم با آنهاست، ایجاد می شود. فروید بر این باور بود که دلبستگی نوزاد به مادر به خاطر تغذیه و رفع نیاز فیزیولوژیکی است.
تجربههایی که نوزاد با مراقبش دارد در الگوهای روابط وی با دیگران درونی سازی می شوند و این الگوی عملی درونی شده، تعیین کننده چگونگی مفهوم نوزاد از خود و دیگران است؛ مفهومی که بعدها در روابط با دیگران تعمیم می یابد.
بررسی های اولیه در زمینه های سبکهای دلبستگی از سوی آینزورث (۱۹۷۸) انجام گرفت و سه الگوی دلبستگی ایمن، نا ایمن – اجتنابی و دلبستگی نا ایمن اضطرابی – دو سو گرا شناسایی شد.
بعدها مین و سولومون (۱۹۹۰) تعدادی از کودکان را که در هیچ یک از ۳ گروه قبلی قرار نمی گرفتند بررسی کرده و آنها را در طبقه جدیدی به نام دلبستگی نا ایمن بی سازمان – بی هدف جای دادند.
با نظر اجمالی به دوره نوجوانی به نظر می رسد که رفتار دلبستگی نوجوان از الگوهای رفتار دلبستگی سنین پایین تر بسیار متفاوت و جدا است. به نظر می رسد 1 از روابط دلبستگی با والدین و یا سایر چهرههای دلبستگی گریزان هستند.
بسیاری از نوجوانان پیوندهای دلبستگی با والدین را شبیه گرههایی تلقی می کنند که از پیوندهای متشابه که محکم و ایمن است جلوگیری می کند. نوجوان برای آنکه بتواند در ساختن و هموار کردن مسیر زندگیش به حمایت والدین بیش از حد متکی نباشد باید به سوی خود مختاری حرکت کند. رفتار نوجوان نسبت به چهرههای دلبستگی ممکن است متعارض، مغشوش و متضاد به نظر برسد مگر آنکه این رفتارها در بافت تغییرات تحولی دوره نوجوانی در نظر گرفته شوند.
ایجاد یک هویت و دستیابی به یک تعریف منسجم از خود، مهمترین جنبه رشد عمومی اجتماعی در دوره نوجوانی است. انتخاب ارزشها، باورها و هدف های زندگی مهمترین مشخصههای اصلی این هویت را تشکیل می دهند.
هم در دوره نوجوانی و هم در دوره جوانی این ارزشها، باورها و هدف های زندگی مورد تجدید نظر قرار می گیرند. نوجوان در جستجوی پاسخ قانع کننده به موضوعات اساسی زندگی مانند ارزشها، نقشهای اجتماعی، مذاهب، عقاید سیاسی و اهداف حرفهای است تا به او نظام فکری داده و تکیه گاه او در تصمیم گیری ها و ارزش گزاری های مهم او باشد، بداند کیست، چه اهدافی دارد و نهایتاً یک فلسفه برای زندگی خود ایجاد کند (کالسنر، ۱۹۹۹، به نقل از رجب پور، ۱۳۸۶).
برچسب:
نویسنده: نگار امینی