
چکیده
فصل اول-کلیات پژوهش
مقدمه
۱-۱بیان مسئله
۱-۲ اهمیت و ضرورت پژوهش
۱-۳ هدف های پژوهش
۱-۴ فرضیه های پژوهش
۱-۵ متغیرهای پژوهش
۱-۵-۱تعریف نظری مفاهیم
۱-۵-۲ تعریف عملیاتی مفاهیم
فصل دوم – ادبیات پژوهش
مقدمه
۲-۱ اصول و هدف های آموزش و پرورش
۲-۲ویژگی های رشد دانش آموزان در دوره ابتدایی
۲-۳ ملاک ها گزینش مواد درسی در دوره ابتدایی
۲-۴ پیشرفت تحصیلی
۲-۵ حیطه های آموزشی
۲-۶ حوزه شناختی
۲-۷ توانایی های و مهارتهای ذهنی
۲-۸ حیطه ی عاطفی
۲-۹ حیطه روانی حرکتی
۲-۱۰ 1
۲-۱۱ هوش
۲-۱۲ نظریه سه وجهی هوش استرنبرگ
۲-۱۳ نظریه هوش گاردنر
۲-۱۴ هوش از نظر پیاژه
۲-۱۵ فراشناخت
۲-۱۶ حیطه عواطف و نگرش ها
۲-۱۷ علایق دانش آموزان
۲-۱۸ انگیزش
۲-۱۹ خود پنداره
۲-۲۰ مهارت های حرکتی
۲-۲۰-۱ ویژگی های مهارتهای حرکتی
و …
جهت مشاهده فهرست کامل مطالب این پروژه اینجا کلیک نمایید.
———-
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر 1 حافظه 1 مدت1 و 11 1 ۱۰ و۱۱1 1 1 و 1 بود.
روش: روش پژوهش حاضر از نوع علی- مقایسه xadای یا پس- رویدادی بود. نمونه پژوهش عبارت بود از۵۰ دانش xadآموز موسیقی آموخته(با حداقل ۲ سال آموزش)و۵۰ دانش xadآموز موسیقی نیاموخته ۱۰و۱۱ ساله که از میان دانش xadآموزان مدارس شهر تهران به روش خوشه xadای چند مرحله xadای انتخاب شده بودند. گروه گواه از نظر سن،میزان تحصیلات پدر و مادر،سطح اقتصادی خانواده و نمره هوشxadبهر(با استفاده از آزمون ریون)با گروه مورد بررسی همتاسازی شد. ابزار پژوهش برای گردآوری نمره xadهای حافظه کوتاه مدت،دقت و تمرکزحواس،خرده مقیاسxadه ای آزمون وکسلر بود.
یافتهxad ها: نتایج نشان داد،با کنترل نمره هوش کلی،توانایی حافظه کوتاه مدت،دقت و تمرکزحواس دانش xadآموزان موسیقی آموخته بیش از دانش xadآموزان موسیقی نیاموخته است. بر این اساس تقریبا ۵/۶ درصد از واریانس “حافظه کوتاه مدت” آزمودنی ها،توسط انتساب به گروهxadها تبیین میxadشود. این رقم در مورد “دقت و تمرکز حواس” به ۵/۱۱ درصد افزایش یافته است.
نتیجهxad گیری: با توجه به نتایج به دست آمده مشخص گردید که آموزش موسیقی و داشتن مهارت موسیقی میxadتواند در رشد برخی تواناییxad های شناختی کودکان مؤثر باشد. لذا در کنار سایر دروس،آموزش موسیقی میxadتواند باعث توسعه کاربرد قوای شناختی در دانش xadآموزان و راهبردی برای افزایش پیشرفت تحصیلی آنها باشد.
کلمات کلیدی: موسیقی xadآموخته،موسیقی xadنیاموخته،حافظه کوتاه xadمدت،دقت،تمرکزحواس،دانش آموزان
مقدمه
امروزه سالxadهای اولیه کودکی توجه بسیاری از روان شناسان و متخصصین تعلیم و تربیت را به خود جلب کرده است،چرا که دورانی است که پایه شخصیت فرد شکل می گیرد و تحول و پیشرفت کودک در جنبههای مختلف رشد یعنی شناختی،جسمانی،عاطفی و اجتماعی بسیار سریعتر از دوران بعدی زندگی اتفاق میافتد. مطالعات و پژوهشهای روز افزونی که توسط متخصصین و روان شناسان در مورد سالهای ابتدایی زندگی کودک انجام شده است،نقش حیاتی و با اهمیت محیطی را که کودک در آن پرورش مییابد،به روشنی نشان میدهد.
بنجامین بلوم با انتشار کتابی تحت عنوان(پایداری و تغییر در خصوصیات انسان)به اهمیت سالهای اولیه کودکی توجه شایانی نموده بلوم دریافت که حدود ۵۰ % از رشد هوش بین زمان تولد تا ۴ سالگی،حدود ۳۰ % بین ۴ تا ۸ سالگی و ۲۰% درصد باقی مانده در فاصله سنین ۸ تا ۱۷ سالگی شکل می گیرد بنابراین تا سن ۶ سالگی که سن ورود به مدرسه و شروع آموزش رسمی است تقریباً دو سوم تواناییهای هوش نهایی فرد شکل میگیرد(مفیدی،۱۳۸۳).
یکی از نظریه پردازان این مکتب ژان پیاژه بر نقش فرد یاد گیرنده در یادگیری تاکید می کند و برخلاف رفتارگرایان که فرد را موجودی منفعل و متأثر از وقایع محیطی معرفی می کنند،انسان را شرکت کننده ای فعال و موثر در جریان یادگیری می داند و ذهن آدمی را همانند یک سیستم دستکاری کننده رمزها به حساب می آورد(گیج و برلاینر،۱۹۹۵؛ نقل ازفردوسی،۱۳۸۰)…
برچسب:
نویسنده: نگار امینی